world basketball manager 2013 keygen  

درخواست حذف این مطلب
world basketball manager 2013 keygen >> http://shorl.com/hugybustustutu world basketball manager 2013 keygen 695846ea4d serial number of idm 6.18 free crack ammyy admin 3-2-1 contact the mirror cracked from side to side cast of gule flame painter full version mydvd 10 premier crack filler adobe p oshop cs5 1 keygen mac dress up rush keygen mac mgtek dopisp keygen sony in creed iii 2012 pc crack keygen skidrow super nero express free full version windows 7 bejeweled 3 full crack apk artoonix free full version gta vice city game free full version 2012 movie ilok 2 cracked gear z akg how to join a minecraft server with cracked version tasia originlab cracked version of terraria crack cfosspeed 8.02 build 1972 final cleanmymac 3 activation number free crack giveaway pes6 free full version pc t

ادامه مطلب  

دلمردگی محض  

درخواست حذف این مطلب
دلم یک آبادی پر برف یک آبادی در دل کوهستان دلم یک آبادی با قهوه خانه ای گرم پر از پیرمردهای پرحرف می خواهد اگر از آن دهات گذر کنم سراغ قهوه خانه را خواهم گرفت. پشت میز چوبی کنار پنجره خواهم نشست . از چای داغ خواهم خورد . از قلیان چاق خواهم کشید و از ه نی با مردم با صفای ده محظوظ خواهم شد. اگر از آن دهات گذر کنم از بالای کوره راهی که از میان دو کوه می گذرد خانه ای خواهم ید. و برای خویش قبری دست و پا خواهم نمود تا از ماندن توی آرزوی دیرینه ای که بسختی ب

ادامه مطلب  

سفری خواهم رفت  

درخواست حذف این مطلب
سفری خواهم رفت؟سوی اقلیم وفادیاری که عشق اذانش باشدآنجا خود عشق اذن و نه به اذن شک و تردید وحساب و کت باشدسفری خواهم رفت؟ سرزمینی که مهر بر سجاده دلدادگی خواهد بودمحرابش نه به یاد که با یار باشدسفری خواهم رفت؟آنجا که ناخدا با عاشقانه خدایش باشدسفری خواهم رفت؟جائی که یار نه در هجر که همراهش باشدسفرم خواهم رفت؟دلخوشی به دمی با همدمییا که بشکنیم زندان غم جایی که دلدادگی نیست کمسفری خواهم رفت؟شاید با تو ای رویای جاودان منتو را گویم ای همه یاد

ادامه مطلب  

به من ظالمان ز قهر آتش بزن  

درخواست حذف این مطلب
به من ظالمان ز قهر آتش بزنخواهم آمد سر هر دیواری، میخکی خواهم کاشت.پای هر پنجره ای شعری خواهم خواندهر کلاغی را، کاجی خواهم داد.مار را خواهم گفت: چه شکوهی دارد غوک!آشتی خواهم دادآشنا خواهم کرد.راه خواهم رفتنور خواهم خورد.دوست خواهم داشت. سهراب سپهری

ادامه مطلب  

چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد  

درخواست حذف این مطلب
1566- چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد نفس به بوی خوشش مشکبار خواهم کرد به هرزه بی می و معشوق عمر می گذرد بط م بس از امروز کار خواهم کرد هر آبروی که اندوختم ز دانش و دین نثار خاک ره آن نگار خواهم کرد چو شمع صبحدمم شد ز مهر او روشن که عمر در سر این کار و بار خواهم کرد به یاد چشم تو خود را اب خواهم ساخت بنای عهد قدیم استوار خواهم کرد صبا کجاست که این جان خون گرفته چو گل فدای نکهت گیسوی یار خواهم کرد نفاق و زرق نبخشد صفای دل حافظ طریق رندی و عشق اختیار خوا

ادامه مطلب  

تو منکری ولیک به من مهربانیت / می بارد از ادای نگاه نهانیت  

درخواست حذف این مطلب
به طواف کعبه من خا ار خواهم رفتولی به یاد سر کوی یار خواهم رفتاگر به باغ روم بهر دیدن گل و سروبه یاد قامت آن گلعذار خواهم رفتجدا ز یار چه باشم درین دیار مقیمچو یار کرد سفر زین دیار خواهم رفتمرا به میکده ای محتسب رجوعی نیستاگر روم پی دفع خمار خواهم رفتبه رهگذارش اگر خاک ره شود سر منکجا چو وحشی از آن رهگذار خواهم رفتوحشی بافقی

ادامه مطلب  

.:: ای حسین ::.  

درخواست حذف این مطلب
ای حسینتو آتشکدۀ قلب منی، تو نیازگاه روح منی، تو اشک دیدۀ منی، تو آه سوزان دل منی، تو وش سینۀ پر درد منی، تو عصارۀ حیات منی.تو را می خواهم که در حضورت بخوانم، خدا را بجویم، خدا را حس کنم.تو را می خواهم که قلب مرا به آسمان ها باز کنی.تو را می خواهم که روح تشنۀ مرا به پرواز درآوری.تو را می خواهم که جسم و جان مرا در آتش عشق بسوزانی، وجودم را همراه با دردها و غم هایش خا تر کنی و از قفس حیات آزادم نمایی.تو را می خواهم که عقده های کشندۀ دلم را باز کنی و از

ادامه مطلب  

نه بیش از این  

درخواست حذف این مطلب
می خواهم مطمئن باشم من نبوده ام. می خواهم تعریف عذاب وجدان را درست بفهمم، این دیوانه ام کرده. می خواهم بدانم چه چیزی را جز زمان از دست می دهم هم پای ثانیه ها. می خواهم با من صحبت کنی. می خواهم این را به ماس همیشه از انی که حرف های من را نمی خواهند... می خواهم درست فهمیده باشم که تو از آن ها نیستی.. می خواهم فهمیده باشی من تا تهِ دنیا را می توانم با تو قدم بزنم و حرف بزنم و هیچ وقت بس نکنم و به "هیچی" نرسم. می خواهم فهمیده باشی روح و زبانم را اشیده ام از ا

ادامه مطلب  

این اولین نوشته....  

درخواست حذف این مطلب
بسم اللهاکنون که دست به کیبورد برده ام سرو حال خوبی ندارم...اصلا راستش را بخواهید الان نباید بنویسم ولی دقیقا همین حالا دست به قلم شده ام که هنوز رنج گناه باقی است.به زودی خواهم نوشت که که هستم و چه می خواهم از این نوشتن هااما فی الحال همین قدر بگویم که من از یک مسیر رفته نمی خواهم بنویسم من مسیرنامه نویسمیعنی همین مسیری را که شروع کرده ام از دامن آلوده به گناه تا هر جا که بشود خواهم نوشتبا شما در میان خواهم گذاشت (اگر البت خواننده ای در میان با

ادامه مطلب  

این اولین نوشته....  

درخواست حذف این مطلب
بسم اللهاکنون که دست به کیبورد برده ام سرو حال خوبی ندارم...اصلا راستش را بخواهید الان نباید بنویسم ولی دقیقا همین حالا دست به قلم شده ام که هنوز رنج گناه باقی است.به زودی خواهم نوشت که که هستم و چه می خواهم از این نوشتن هااما فی الحال همین قدر بگویم که من از یک مسیر رفته نمی خواهم بنویسم من مسیرنامه نویسمیعنی همین مسیری را که شروع کرده ام از دامن آلوده به گناه تا هر جا که بشود خواهم نوشتبا شما در میان خواهم گذاشت (البت اگر خواننده ای در میان با

ادامه مطلب  

زندگی خواهم کرد...  

درخواست حذف این مطلب
زندگی خواهم کرد نه در انبوه تصاویر و تع ر سیاه زندگی خواهم کرد پشت یک پنجره ی باز شده رو به عبور، در دل غربت یک دانه ی پنهان شده در بستر خاک، مثل یک ذرّه ی نده به موسیقی نور فارغ از ثانیه هایی که مرا می پویند، فارغ از خاطره هایی که مرا می جویند، زیر امنیّتِ بی منّتِ یک سنگ سپید با صمیمانه ترین واژه ی ابراز امید در تنِ تُردترین ریشه که لمسم کند از عمق زمین، نور خواهم نوشید شور خواهم پاشید خالی از وسوسه، افسوس، فریب. بی تعلق به زمان..بی تعلق به مکان

ادامه مطلب  

کوچه های بهشت  

درخواست حذف این مطلب
در کوچه پس کوچه های باغ بهشت نام تو را به زیبایی خواهم نوشت زیبایی ات را به تماشا نشسته ام سهم عشقت را به گُل خواهم نوشت قلب تو جایگاه زیبایی هاست و بس مستی چشمت را به عشق خواهم نوشت نوگل باغ عشاق بلاکش تویی و بس قلب خود به عشق تو خواهم سرشت سهم من از عاشقی عشق تو باد روح خود را در رهت خواهم کِشت

ادامه مطلب  

عالیجناب شعر های من.......  

درخواست حذف این مطلب
تو را تنها برای خود، چه خود خواهانه می خواهم تو را با هرچه غیر از چشمِ خود، بیگانه می خواهم کبوتر می شوم جَلدِ حریم پاک چشمانت و از دست نگاهِ مهربانت، دانه می خواهم دلم می ترسد از غربت، بیا و آشنایم شو ... ، حوضی و ایوان... هوای خانه می خواهم تصور کن که ما هردو، همان عشاق مشهوریم بگو لیلی...بگویم جان؟... کمی افسانه می خواهم... بیا آن وقت پیش من، کمی نزدیک تر بنشین... من از دار و ندار تو، فقط یک شانه می خواهم ... ولش کن عقل و منطق را، جنون هم عالمی دارد تو ر

ادامه مطلب  

روزی خواهم آمد ...  

درخواست حذف این مطلب
روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد... خواهم آمد گل یاسی به گدا خواهم داد زن زیبای جذامی را گوشواری دیگر خواهم بخشید کور را خواهم گفتم : چه تماشا دارد باغ ... هر چه دشنام از لب خواهم برچید هر چه دیوار از جا خواهم برکند ره ... ن را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند ابر را ... خواهم کرد من گره خواهم زد چشمان را با خورشید ، دل ها را با عشق ، سایه ها را با آب ،شاخه ها را با باد و به هم خواهم پیوست،خواب کودک را با ... زنجره ها بادبادک ها به هوا خواهم برد گلدان ها

ادامه مطلب  

اعتراف  

درخواست حذف این مطلب
خوب، بعد از نزدیک دو سال دوست داشتنت وجوه جدیدی از شخصیتت برایم آشکار شده که باعث شده اعتراف کنم تو همانی هستی که من می خواهم(پرت و پلاهایم در مورد دوستت دارم ولی نمی خواهم همسرم باشی را به کل پس می ... رم ...)البته که هم چنان به آن چه خداوند مصلحت می داند راضی ترم تا آنچه خودم می خواهم...

ادامه مطلب  

تو را می خواهم...  

درخواست حذف این مطلب
نادر ابراهیمی... تو را می خواهم برای پنجاه سال ... شصت سال ... هفتاد سال ... تو را می خواهم برای خانه ای که تنهاییم تو را می خواهم برای چای عصرانه تلفن هایی که می زنند و جواب نمی دهیم تو را می خواهم برای تنهایی تو را می خواهم وقتی باران است برای ... آهسته ی دوتایی نیمکت های سراسر پارک های شهر برای پنجره ی بسته و وقتی سرما بیداد می کند تو را می خواهم برای پرسه زدن های شب عید نشان ... یک جفت ماهی قرمز تو را می خواهم برای صبح برای ظهر برای شب برای همه ی عمر...

ادامه مطلب  

 

درخواست حذف این مطلب
چه می خواهم بگویم؟ چه می خواهم بنویسم؟ از من اگر می پرسی می خواهم بگویم که می خواهم بنویسم گفتن همیشه چیزی را پنهان می کند نوشتن همیشه چیزی را جا می اندازد می خواهم بگویم نه به مانند همیشه می خواهم بنویسم نه به مانند همیشه حرف من چیزی با اهمیت نیست چیزی که فی المثل بتوان با آن چیزی دیگر را گفت حرف من چیزی با اهمیت نیست اما می خواهم همین را بنویسم و انتظار بکشم تا ... ی از جایی دیگر برای من بنویسد که خواندمت . . .

ادامه مطلب  

من گناه می خواهم  

درخواست حذف این مطلب
دوباره سیب و غزل، من گناه می خواهم دلی دچار تو و سر به راه می خواهم دوباه اینکه تو حوا شوی و من آدم و باز لذت یک اشتباه می خواهم همیشه چشم تو را شاعرانه می نوشم که با تو من غزلی رو به راه می خواهم پناه خست ... من! بمان و با من باش میان این همه طوفان، پناه می خواهم تو عاشقانه ترین رکعت غزل هستی برای خواندن تو قبله گاه می خواهم دوباره وسوسه ی ناز چشم تو بر پاست دوباره سیب و غزل، من گناه می خواهم.

ادامه مطلب  

«طلوع»  

درخواست حذف این مطلب
«صبح خواهم برخاست بر جهانی که آرام گرفته ست؛ بر آدمیانِ ناملتهب و ... شه های موزونِ در عمل پیوسته. صبح خواهم برخاست بر سرزمینِ ناافسرده و روانهای بی اندوه و تن های نا رَنجور؛ جهانی از دلهای مطمئن بر کردارهای راستین و بی آزار. چشم خواهم گشود بر صبحی که ما را در راه است؛ بی دریغ نورفشان، بی سدّ، بی چشمداشت، چنان «خالص» که خواهم توانست شعله های لطیفِ نورش را در مشت بر ... رم. آن صبح خواهم برخاست زود، چالاک، عاشق... و خود خواهم دمید بی غروب در روزی که ه

ادامه مطلب  

رهایی  

درخواست حذف این مطلب
می خواهم دور شوم و در دلتن ... خود غرق شوم می خواهم رها شوم و در عمق فاصله ها جای ب ... رم می خواهم تنها باشم انگار تنهایی بهتر مرا میفهمد اینجا!!!.... در این احساس ... در این کنار هم بودن در این با هم بودن جایی برای نفس کشیدن نیست من به دنبال احساس رهایی می گردم من می خواهم فراتر از مرزهای باور بروم می خواهم رها شوم اینجا بغض بر سر راهم نشسته و مانع اشکهایم می شود

ادامه مطلب  

تو را خواهم  

درخواست حذف این مطلب
نه راحت از فلک جویم نه ... ت از خدا خواهم و گر پرسی چه می خواهی؟ تو را خواهم تو را خواهم نمی خواهم که با سردی چو گل خندم ز بیدردی دلی چون لاله با داغ محبت آشنا خواهم چه غم کان نوش لب در ساغرم خونابه می ریزد من از ساقی ستم جویم من از شاهد جفا خواهم ز شادیها گریزم در پناه نامرادیها به جای راحت از گردون بلا خواهم بلا خواهم چنان با جان من ای غم درآمیزی که پنداری تو از عالم مرا خواهی من از عالم تو را خواهم به سودای محالم ساغر می خنده خواهد زد اگر پیمانهٔ

ادامه مطلب  

تو را  

درخواست حذف این مطلب
تو را میخواهمبرای پنجاه سالگیشصت سالگیهفتاد سالگیتو را می خواهم برای خانه ای که تنهاییمتو را می خواهم برای چای عصرانهتلفن هایی که می زنندو جواب نمی دهیمتو را می خواهم برای تنهاییتو را می خواهم وقتی باران استبرای آهسته ی دوتایینیمکت های سراسر پارک های شهربرای پنجره ی بستهو وقتی سرما بیداد می کندتو را می خواهمبرای پرسه زدن های شب عیدنشان یک جفت ماهی قرمزتو را می خواهمبرای صبحبرای ظهربرای شببرای همه ی عمر...

ادامه مطلب  

با آن ی بروم که دوستش دارم  

درخواست حذف این مطلب
می خواهم با ی بروم که من دوستش می دارمنمی خواهم هزینه ی این همراه شدن را حساب و کتاب کنمیا اینکه به خوبی و بدی اش فکر کنمحتی نمی خواهم بدانم دوستم دارد یا نهفقط می خواهم با آن ی بروم که دوستش دارمبرتولت برشتترجمه : بهنود فرازمند

ادامه مطلب  

جنگ با شماره ها  

درخواست حذف این مطلب
روزی خواهد رسید که من به جنگ با شماره ها خواهم رفت و در خانه ای زندگی خواهم کرد که ساعت در آن جایی نداشته باشد و کت هایی خواهم خواند که صفحه هاشان شماره نداشته باشند و،...

ادامه مطلب  

جنگ با شماره ها  

درخواست حذف این مطلب
روزی خواهد رسید که من به جنگ با شماره ها خواهم رفت و در خانه ای زندگی خواهم کرد که ساعت در آن جایی نداشته باشد و کتابهایی خواهم خواند که صفحه هاشان شماره نداشته باشند و،...

ادامه مطلب  

برای همه ی عمر  

درخواست حذف این مطلب
باید ثبت کرد... تابعدها از یادمان نرود چه قدر خوشبخت بودیم! و اینک برای تو ؛ تو را می خواهم ...! برای پنجاه سالگی ! شصت سالگی ! هفتاد سالگی ...! تو را می خواهم ...! برای خانه ای که تنهاییم ... تو را می خواهم برای چای عصرانه ... تلفن هایی که میزنند و جواب نمیدهیم ! تو را می خواهم برای تنهایی ...! تو را می خواهم وقتی باران است ! برای آهسته ی دوتایی ! نیمکت های سراسر پارک های شهر ...! برای پنجره ی بسته ...! و وقتی سرما بیداد می کند ...! تو را می خواهم ...! برای پرسه زدن های

ادامه مطلب  

نمی خواهم  

درخواست حذف این مطلب
هیچ می دانی چرا چون موج در گریز از خویشتن همواره می کاهم؟ زان که بر این تاریک، این خاموشی نزدیک، آنچه می خواهم، نمی بینم و آنچه می بینم، نمی خواهم! محمدرضا شفیعی کدکنی

ادامه مطلب  

ای معنی مهربانی ، آرامش و امید ...  

درخواست حذف این مطلب
می خواهم باشم...نه در یک قدمی ات نه حتی در همسایگی ات...می خواهم مثل یک حس خوب باشم در قلبت، کنار همه ی ابدیت هایت...می خواهم در ذهنت باشم کنار خاطره هایی که هیچوقت فراموش نمی کنی...کنار همه ی ی که تا صبح بیداری،...می خواهم گوشه ی ذهنت باشم همان گوشه ای که خاک می خورد اما هست...می خواهم یادم با تو باشد حتی اگر نباشم کنارت...*** انقدر دلم تنگ اون موقع ها شده...آخه یکی نیست بگه خودت که همینجوری هم دلتنگی برای چی میری آرشیو وبشونو میخونی...من الان خیلی دلم تن

ادامه مطلب  

اگه | if  

درخواست حذف این مطلب
if you say run , i will ask how far if you say jump , i will say how high if you say swim , i will say how deep if you say go away , i will say no way :) اگه بگی بدو من ازت میپرسم چقدر دور شم ؟ اگه بگی بپر من خواهم گفت چقدر بالا برم ؟ اگه بگی شنا کن من خواهم گفت چقدر برم تو عمق ؟ اگه بگی برو گمشو ...... من خواهم گفت راهی نیست ! :( ربات.

ادامه مطلب  

حضورِ تو ...  

درخواست حذف این مطلب
تو را تنها برای خود، چه خود خواهانه می خواهمتو را با هرچه غیر از چشمِ خود، بیگانه می خواهمکبوتر می شوم جَلدِ حریم پاک چشمانتو از دست نگاهِ مهربانت، دانه می خواهمدلم می ترسد از غربت، بیا و آشنایم شو ، حوضی و ایوان... هوای خانه می خواهمتصور کن که ما هردو، همان عشاق مشهوریمبگو لیلی...بگویم جان؟... کمی افسانه می خواهم ...بیا آن وقت پیش من، کمی نزدیک تر بنشین من از دار و ندار تو، فقط یک شانه می خواهم...ولش کن عقل و منطق را، جنون هم عالمی داردتو را هم مثلِ

ادامه مطلب